مامانیمامانی، تا این لحظه: 27 سال و 6 ماه سن داره
باباییبابایی، تا این لحظه: 33 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
عقد مامانی و باباییعقد مامانی و بابایی، تا این لحظه: 5 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره
ازدواج مامانی و باباییازدواج مامانی و بابایی، تا این لحظه: 4 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره
سبحان از آغاز بارداریسبحان از آغاز بارداری، تا این لحظه: 3 سال و 6 ماه سن داره
سبحان عزیزم از لحظه تولدسبحان عزیزم از لحظه تولد، تا این لحظه: 2 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره
وبلاگ آقا سبحانوبلاگ آقا سبحان، تا این لحظه: 2 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

سبحان دنیای مامان و بابا

دلخوشم به دلخوشی پسرم

13 ماهگی سبحان جان و شروع سال دوم زندگی

پسر خوشگلم دیروز به همراه بابایی برای چکاپ کلی یک سالگی ات پیش دکترت بردیمت و ایشون از رشد وزن و قد و دور سر و استخوان بندی و رشد حرکتی و گفتاری ات خیلی راضی بودند و گفتند که خداروشکر همه چی ات نرماله. درباره تبی هم که دو هفته پیش کرده بودی و به دنبالش الان سینه ات چرک کرده،گفتند که ویرووسای لعنتی سراغت اومده بودند.برای همین گفتند فعلا واکسن 12 ماهگیتو، یک هفته به عقب بندازیم تا خوب بشی. دو ، سه روزی هم میشه که دیگه بهت شیر خشک نمیدم و روزی 3 بار شیر کم چرب پاستوریزه گاو و شیر خودمو میخوری. دیشب بابایی رو تخت دراز کشیده بود و شما رو زمین با اسباب بازیات بازی میکردی که یهو دیدیم خودت به تنهایی  از تخت بالا رفتی....
23 ارديبهشت 1397

جشن تولد یکسالگی پرنس سبحان

تولد تولد تولدت مبارک گل پونه، عزیز من، یکی یه دونه سبحان زیبای من،مامان همه ی سعیشو کرد که با شرایط  ویژه ی این روزهاش جشنی درخور شما برگزار کنه،ولی چون روز قبل تولدت به اصرار همکار بابایی،مجبور شدیم به شمال بریم،خیلی از فکر ها و برنامه هام اجرا نشده موند و این هم عکس های مراسم جشن تولد یک سالگی سبحان ناقلا... متن کارت دعوت جشن تولدت با تم بره ناقلا                               کیک تولدت به شکل بره ناقلا تزئینات تولد مامان ساز (ریسه،استند سن 1 سالگیت،استند بره ناقلا،...
22 ارديبهشت 1397

پست پایانی یکسالگی

پسر عزیزم امروز شما وارد دو سالگی و 13 ماهگی میشی.در واقع امروز ساعت 13:30 ظهر یک سالگیت تموم میشه. با اردیبهشت آمدی تا به همه ثابت کنی از میانه بهار عید میشود ...   من با تو تــازه دارم بزرگ میشم   با تو معنا و فلسفه زندگی رو میفهمم   با تو دارم به مسیر تکامل انسان پی میبرم   با شروع نفسهایت   با گریه های شبانه ات   با سعی ات برای سیر شدن   با تلاشت برای گرفتن، برای غلت زدن، برای خندیدن از ته دل، برای غذاخوردن، برای نشستن، برای ایستادن، برای حرف زدن، برای دندان درآوردن، برای راه رفتن، بر...
22 ارديبهشت 1397

برای فرزندم(2)

عزیزترینم,فرزندم من مادرت هستم… من با عشق, با اختیار, با اگاهی تمام پذیرفته ام که مادرت باشم تا بدانم خالقم چگونه مخلوقش را دوست میدارد هدایت میکند و در برابر خواسته های تمام نشدنی اش لبخند میزند و در اغوشش میگیرد, من یک مادرم هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد…  من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را ، تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشود…  تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشد… من نه بهشت می خواهم نه اسمان و نه زمین …  بهشت من ، زمین من و زندگی ام نفس های ارام کودکی توست که در ا...
16 ارديبهشت 1397
1